تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

65

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

كار اين ضيزن ، عمرو بن آلة بن جدىّ الدّهاء بن جشم بن حلوان بن عمران بن الحاف بن قضاعة « 1 » گفته است : لقينا هم بجمع من علاف * و بالخيل الصّلادمة الذّكور فلاقت فارس منّا نكالا * و قتّلنا هرابذ شهرزور دلفنا للاعاجم من بعيد * بجمع ملجزيرة فى السّعير « 2 » « ما با گروهى از قبيلهء علاف و اسبان نر سخت سم به ايشان برخورديم . ايرانيان از ما سخت آسيب ديدند و ما هيربذان شهرزور را كشتيم . ما با گروهى از مردم بين النهرين ( جزيره ) ، چون زبانه‌هاى آتش ، از جاهاى دور به نزديك ايرانيان آمديم » . چون شاپور از رفتار ضيزن آگاه شد به سوى او تاخت و در نزديك قلعهء او

--> دخت‌نوش ، دختر نرسى ، اسير گرفت . فردوسى نيز چنين گويد و نام راهزن را طاير آورده است و نام دختر اسير را كه عمّهء شاپور بوده است نوشه ذكر كرده است . از اين وصلت همان دختر خائن‌زاده مىشود . ياقوت دختر اسير را « ماه » خواهر شاپور اوّل مىداند ( ج 2 ص 282 س 18 ) . دينورى اين موضوع را به غلط با جنگهاى شاپور دوّم با عرب‌ها پيوند مىدهد و ضيزن را از غسّانيان مىسازد . ( 1 ) - ديگران پدربزرگ او جدى را گويندهء اشعار دانسته‌اند ( مانند بكرى ص 17 و ياقوت ) . منابع ديگر ( بجز طبرى ) به جاى جشم ، « عشم » گفته‌اند . ( 2 ) - متن طبرى را در چند جا بايد از روى منابع ديگر ( اغانى ج 2 ص 37 ؛ بكرى 17 ؛ ياقوت ج 2 ص 73 و 283 ) تصحيح كرد . در اين ترجمه من فقط شعر سوّم را كه مصراع دوّم آن بر طبق روايت طبرى هيچ معنى ندارد از روى اغانى تصحيح كرده‌ام . شكل غير معمولى ملجزيرة ممكن است از من الجزيرة تحريف شده باشد . در اغانى به جاى « هرابذ شهرزور » « هرابذ بهرسير » ( - به اردشير ، سلوكيه . رجوع شود به مطالب قبلى ) آمده است كه مسلما درست‌تر است . نام شهر كردنشين شهرزور در شعر ديگرى از اين قصيده آمده است كه بكرى آن را ذكر كرده است : « در نظر من چنان مىنمايد كه گوئى تمام زمان در آن سه شبى كه در شهرزور به سر بردم فشرده شده بود » ( اين قدر بر من طول كشيد ) . از روى اين شعر كه با موضوع ما نحن فيه رابطهء مستقيمى نمىتواند داشته باشد نام شهر را در جاى نادرست به كار برده‌اند . اين اشعار درباره جنگ پيروزمندانه‌ايست كه عرب‌ها با ايرانيها كرده‌اند و ربطى به هتره ندارد . به هر حال حادثه‌اى كه اين اشعار دربارهء آن گفته شده است مربوط به دوره‌هاى بعدى است .